مجلس شبيه خوانی بهرام بيضائی و رئيس جمهور خاتمی

بیضائی ؛ استاد بیضائیبيضايی درد ميکشد.او هيچوقت نتوانست به جماعت سياسی بفهماند که هنر ميانه‌ای با سياست ندارد و اين سياست است که به هنر محتاج است.و چون نميتواند او را همراه خود سازد و تمنايش را از او بازيابد به شيوه‌های گوناگون هنر را در مضيقه نگاه ميدارد و  با اکراه و اجبار هنر را در خدمت مطامع پست سياسی قرار ميدهد.من يک دانش آموخته علوم سياسی هستم اما باورم اين است که سياست در اين دنيای خاکی تا هميشه همين خواهد‌بود و هيچگاه رو به صلاح نخواهد برد.سيد محمد خاتمی،رئيس جمهور ما تلاش گسترده‌ای انجام داد تا سياست را با اخلاق آشتی دهد و نسبتی از رابطه دوستانه را ميان آنها برقرار سازد اما اين توفيق تا آنگاه که انديشه ارج و قرب خود را بازنيابد مطلوب نخواهد بود.بيضائی،پدر و پير تئاتر ايران و سينمای حرفه‌ای آن است.او هميشه در پی توانش و تلاش برای ارتقای انديشه هنری در ايران زمين بوده است و اينکه مجلسمژده شمسایی و علی عمرانی در مجلس شبیه خوانی نوید شبيه‌خوانی نويد ماکان و همسرش رخشيد فرزين را سياست‌زده تلقی کنيم نشان از بی‌توجهی ما به اصل هنر و کارکردهای آن دارد.احمد شاملو در بيانيه‌ای به يک انجمن ادبی در اروپا گفته بود تعهد هنرمند به جامعه اساس کار هنری و ادبی است.اين نه آن تعهد دينی يا ايدئولوژيک سفت و سخت است که تعهدی دائر بر نقش آگاهی‌دهنده به انسان است.ما هنر می‌آفرينيم که خود و جامعه را گامی به سوی لطافت و زيبائی سوق دهيم .داوود غفارزادگان می‌گويد که دين و امور معنوی وظيفه و نقش تلطيف روحی و سرايش نغمه‌های خوش‌لحن را دارد.همه اينها يک مطلب را گوشزد ميکند که هنرمندان را نبايد با حواله به المان‌های سياسی در گرداب سخت تهمت و طوفان بهتان از کار و آفرينش هنری خسته کرد.همان‌طور که خاتمی را خسته کرديم گرچه او و ما در راه پيشبرد آزادی و احترام به حقوق بشر هيچگاه تا هميشه خسته نخواهيم ماند. راه ما روشن است.    تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ تیر ،۱۳۸٤