دانش کهکشانی ما کجاست؟

کلمه‌ای که در هنگام صحبت با ديگران از دهان ما خارج ميشود در ذهن انبار ميشود.ذهن چيزی است مثل يک کهکشان،گسترده،ابدی و مداوم زاينده.اين کهکشان را بايد يافت.تو در تويش را جست و اقمار و شموس زيبايش را کشف کرد.غبارهای آن را زدود و دانشمند شد. همه دانشمند هستند.هر‌کس که کلمه‌ای بلد است و آن را به ديگری ياد ميدهد دانشمند است.نسبت جزئی دانشمندی و بيسوادی را بايد مملو از دانش کرد.دانش فيزيک و شيمی و انتگرال نيست.ادبيات و هنر و نجوم و علوم خفيه نيست.دانش،دانش است.حرفی که ميزنيم منشا دانشی دارد.حسی که به ما دست ميدهد معلول دانش ما از محبت يا نفرت است.مهربانی يا ناروايی ما نسبت به ديگران جزئی از دانش ماست.روامداری يا توهين از سوی ما به ديگران منسوب به دانش ماست...

چند روز ديگر پی‌در‌پی، نوشته‌ای را شروع ميکنم با اين عنوان:

                لزوم تغيير نگرش قصابخانه‌ای به فرهنگ و فرهنگسرا‌ها در اردبيل 

....چند روز پيش نصيبمان شد در صحن علنی شورای شهر اردبيل به واسطه‌ی طرح نامه‌ای از حوزه‌هنری حاضر شوم و...                    تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤