ماورای ما

واژه ها در ذهن جا دارند.ما با واژه‌های بسياری آشنا هستيم و گاه چيزی ميگوييم که پيش از آن هيچ آشنايی ضمنی با آن نداريم.گاهی به اين فکر کنيم که ذهن ما چقدر گسترده است که اين همه واژه در آن جای ميگيرد و اصلا اين ذهن در کجا قرار دارد!آيا ذهن در درون مغز و بافت‌های عصبی آن قرار گرفته يا چيزی ماورا است و بيرون از جسم است.در اين صورت ارتباط لحظه‌ای و هميشگی و در دسترس ما با ذهن و واژه‌های آن چگونه صورت ميگيرد؟ماوارا کجاستاگر بيرون از جسم است نسبت فيزيکی‌اش چگونه است و اگر نه،اين همه واژه و تصوير و خيال در کدام ريز تراشه‌ای پرونده شده‌است؟ذهن ما پيش از گفتن و اراده برای ارائه مطلب آماده عرضه است و همواره در حال کنش و واکنش است.آيا يک سيستم عصبی در اين فرايند دخالت دارد؟و يک پيچيدگی شيميايی دخيل ماجراست/شبيه مساله خواب و روياست که اين تصاوير دکوپاژ شده‌ای که در خواب ميبينيم و گاه در عالم واقع هم با آن روبرو ميشويم از چه جنسی هست.نسبتش با فيزيک ما در چيست و آيا تنها چيزی ماواریی است يا نه؟ميشود فکر کرد که اينها بی‌دنباله است يعنی چه حاجت به دانستن پيچيدگی‌های ذهن.ذهن ميسازد و ما مصرف ميکنيم يا ما ميسازيم و ذهن مطرح ميکند.اما به همين راحتی گذشتن از اين مورد مهم بی انصافی به خود است.ميگويند آدمها کمتر از ۲ تا ۳ درصد از توانايی‌های مغز خود را در زندگی استفاده ميکنند و ميشود همه‌اش را بکار گرفت.وقوع اين مساله يعنی پادشاهی آدم بر زمين.امام صادق ميگويد تا ظهور موعود ۲ حرف از ۲۸ حرف علم کشف خواهد شد و در آخرالزمان همه‌ی ۲۸ حرف علم بر انسان مکشوف ميشود.اين يعنی همان رسيدن به توانمندی‌های مغز و ذهن.اما ذهن کجاست؟جايی بيرون از ما يا جايی در مغز به رنگ زرد ما؟                                                                                                  تا بعد            

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ،۱۳۸٤