خاتمی هنوز هم هست...

 تا سه ماه آينده من احتمالا از سياست داخلی حرفی نزنم و خودم را بزنم به کوچه علی چپ.مقصر هم من نيستم.فضا طالب است.اما بايد تا ۲۷ خرداد از مهمترين مساله مربوط به سياست حرفی زد و چيزی نوشت.اين مساله مهم هم خاتمی است که اين‌روزها محجوبانه بی سر و صداترين روزهای رياست جمهوری‌اش را ميگذراند.همه در ايام کنونی پشت سرش حرف ميزنند و متهم‌اش ميکنند.به چه نميدانم اما ميدانم که اين آدم با همه فرق دارد.کسی که لحظه‌ای و آنی در ضديت ديگران تلاشی نميکند و در مقابل همه جور اعتراضی لبخند مليحی را روانه رسانه‌ها و اذهان عمومی ميکند تا همه بدانند که او اخلاقی‌ترين رئيس‌جمهور ايران و دنيا است که باکی از انتقاد ندارد و به خيلی از گفته‌هايش عمل کرده است و دل به پريشانی هوای نفس آدمها نبسته است که سوگند هميشگی‌اش پاسداشت آزادی و کرامت انسانی بوده است. دوست دارم عليرغم ميل باطنی‌ام خاتمی پس از پايان راهش در ايران نماند و در گوشه‌ای ديگر از اين دنيای بزرگ با فراغ بال و همکارانی امين و صادق و احترامی انسانی‌تر و نه منتسب به مقام،در سازمانی بين‌المللی کوشش خود را برای آرامش انسان ادامه دهد و ما هم دعاگويش باشيم و کمک کارش .خاتمی هنوز هم  هست و بر ميثاق آغازين‌اش پايدار است و انسان بودن‌اش را ثابت کرده است. خاتمی بوی ياس افسانه‌ای ايرانی ها را ميدهد،بوی باران می دهد،بوی شب.اينها چيزهای احساسی ای نيستند. من سه‌بار تا بحال در سه جا با همين تيتر در موردش نوشته‌ام و الان هم پايان اين عنوان جاودانه است.پايان اخلاص...  تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳۸٤