مهربانی ما را در خود بپیچد...

اين مهم نيست که من رای ميدهم يا نه،رای دادن يا رای ندادن حق طبيعی و ناشی از وضع طبيعی است.جان لاک اين حق را برای هر انسانی لازم‌الاطباع ميداندو بر آن پای ميفشارد.مثل روسو که وضع طبيعی را چنان تعريف ميکند که نافی حق طبيعی انسان در پيکره قرارداد اجتماعی نشود. بهر حال من اين حق را برای همه متصورم که اگر به آن نتيجه ذهنی نرسند که رای بدهند ميتوانند از اعمال اين حق خودداری نمايند.اما مساله اصلی اين است که رای دادن در اين انتخابات کدام تحول اساسی را ميتواند موجب شود؟کدام جريان دموکراتيک راه ميگشايد تا کرامت انسانی حفظ و حقوق بشر رعايت شود؟آيا ميتوان اميدوار بود که ما روند اصلاح درونی را با سويه‌ی مثبت به جلو ببريم؟من فکر ميکنم که تلاش ما بايد بر اين استوار باشد تا از اشغال نظامی ايران توسط بيگانگان جلوگيری کنيم.ما توان غنی‌سازی دموکراسی را بايد رشد داده و از پيمودن راه بی‌سرانجام عداوت با دنيا خودداری کنيم.دنيا محلی از اعراب برای ما قائل نميشود اگر نخواهيم با دنيا باشيم.ما جزيره جدای از دنيا نيستيم.اگر قرار است در اين کشور تکنولوژی و صنعت پا بگيرد و اگر ميخواهيم گردشگری رونق بگيرد و اشتغال فراهم شود و سیاست در مقابل مردم جبهه‌گيری نکند و ديانت ساز مخالفت با زندگی را سر ندهد و رانت‌خواری مضمحل شود و سيستم سالم اداری شکل بگيرد و مهربانی ما را در خود بپیچد...بايد لوازم و الزامات زندگی جهانی را پذيرا شويم.اما اين را هم بگويم کسی که نخواهد رای بدهد را نميتوان مجبور به رای دادن کرد و هم اينکه او را نميتوان با پول و پست و پستی خريد و برده‌اش کرد.سلامت باشيد آقايان.تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٤