احمدی نژاد،اکبر گنجی،جشنواره و اصلاحات

 
چند وقتی بود که فرصت نمی کردم چيزی در اين مجاز خانه بنويسم.کسالت و بطالت روحی و جسمی عجيب آدمی را در قبض و بسط خودش اسير می کند و آدم فکر می کند که يا دارد پيامبر ميشود يا اينکه ديوانه!

يکم:اکبر گنجی که يادتان هست.من ازش خوشم مياد و نمی توانم در مقابل اين مسئله خويشتن‌دار باشم.لزومی ندارد آدم خود سانسور باشد.گنجی الان در وضعيت مناسبی قرار نداره.افتاده يا انداخته‌اندش گوشه زندان و بدترين ظلم را در حقش روا ميدارند.آدم‌هايی مثل اکبر گنجی آدم‌های سياسی صرف نيستند که بيست‌ـ‌سی سال هم زندان باشند تحمل شدايد بکنند.اين آدم ژورناليست و هنرمنده.يعنی که چه به خاطر اشاعه فکر محبوس بشی و از حقوق انسانی‌ت محروم.اصلا مگه گنجی آدم‌کشه يا قاچاقچيه که جامعه از حضورش لطمه ببينه و فاسد بشه؟گنجی داشت نور می‌تاباند و بعضی از مسائل رو با جسارت عنوان می‌کرد که افتاد حبس و الان به نظر مياد که ما آدم‌های اصلاح‌طلب فراموشش کرديم.نه اون که عبدی،اشکوری،طيرزدی،سحابی،صابر،عليجانی،باقی،افشاری و خيلی‌های ديگه.اين از انسانيت بدوره که کنج خلوتمون رو آرايش بديم در پناه حکومت و مديحه‌گوی اين‌ور و آن‌ور بشيم و خبری از اين فداکارها نداشته باشيم!هنوز که اصلاحات هست و هنوز که همه چيز مصادره نشده!شده؟!!


دويم:احمدی‌نژاد در پاسخ اعتراض رئيس جمهور خزعبلات تحويل داده و بی‌احترامی کرده.عجيبه که کوتوله‌های سياسی اين روز‌ها زبان در آورده‌اند و هر چی دهنشون مياد بار رئيس‌جمهور ميکنن و بعد هم ميگن که اگه رئيس‌جمهور شجاع و قاطع باشه کسی بهش توهين نميکنه.نجابت خاتمی و شرم او از پاسخ دادن به مهملات آقايان را ببين که بعضی‌ها را چنان جسور کرده که به اين آدم محترم در دنيا چنين هتاکانه می‌شورند...احمدی‌نژاد يادش رفته که فقط به مدد قرابت با ناطق‌نوری چند سالی استاندار اردبيل بوده و چند وقتی هست که به کمک آبادگران بی‌رای شهردار تهرون شده و عملکردش رو هم که فقط سيما گنده ميکنه و ما که تهرانيم گاها يا دوستامون دل تهرون جون ميکنن ميدونيم که بهای سالهای حکومتش در پايتخت رو سالها بعد بايد مردم بپردازند!!


آخری:جشنواره وبلاگ نويسان دانشجو در حال برگزاری و اين بلاگ هم جزو صد وب مرحله اول انتخاب شده.من نتونستم همدان برم و ميهمان دوستان دانشجوی آنجا باشم.براشون آرزوی توفيق و کامروايی می‌کنم.شاد باشيد.تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٤