زن،آزادی،جهان ايرانی

آيا راه رسيدن به آزادی و دموکراسی جز از طريق هياهوهای سياسی و دعواهای زرگری که ۱۵۰ سالی ميشود ادامه دارد،امکان پذير نيست؟آيا نميتوان راهی با هزينه کمتر و قابل توجه‌تر جست؟راهی که بتوان بی ريختن خون و آبرو و شرم وحيا و لکه‌دار کردن کرامت انسانها به مقصود رويايی ايرانيان دست يافت؟آيا نه اين است که همه ما ايرانی ها از هزار و يک شب ايرانيمان سودی جز داستان‌گويی خواب‌آور نجسته‌ايم و مفاهيم رهايی‌بخش آن را ناديده رها کرده ايم؟!!ايرانی‌ها بيشتر از ۱۵۰ سال است که گام در راه بی‌بازگشت آزادی و دموکراسی گذاشته‌اند و تجربه های خوب و معناداری هم اندوخته‌اند. اما گير کار يک جای ديگر است.آن هم عدم توجه به اصول رهنمون شدن به آزادی است.انگار که بی دعوا نميتوان در اين مملکت روی آرامش و رفاه وآزادی را ديد.ديدگاه استبدادی مردم و ايمان به اين مطلب که بی رضاخان نميتوان اين کشور را درست کرد هنوز در عمق جان ايرانی نفوذ دارد.گرچه غفلت از گير اصلی اين مساله را پيش آورده است.مشکل اصلی ما نگرش‌های عقب مانده و نادرست و غير انسانی ماست.ما هنوز هم روابط خودمان را با ديگران بر پايه منفعت شخصی و خود خواهی قرار ميدهيم.نگاه ما به ديگران روی هيچ اصول انسانی استوار نيست.اصول انسانی،فراموش شده نفوس ايرانی است.رفتارهای قيم‌مآبانه و توتاليتری ما با زنان در جامعه ايرانی مثال زدنی است. ما آنها را مادون خود و زير دست و عمله درب‌خانه شاهنشاهی خودمان ميدانيم و زور گفتن و تحت تسلط بودن ايشان را جزيی از مردانگی و ابهت نرينه خود فرض ميگيريم.هزار آيه و روايت و فرمان و داستان و افسانه را کنار هم می‌جوريم تا شايد صباحی بيشتر بر سلطه بر زنان افزوده شود.آنان را از آموزش و آزمايش بازميداريم و ناموس پرستی مان را در شديد حالت غير انسانی به رخ همه ميکشيم و غيرت ايرانی را ميستاييم و ...آنچه که ميماند قشری سر در گريبان،ناتوان از گفتن و خواستن و زندگی‌کردن و آماده برای تربيت جوحه‌فکلی‌های آقای خانه و مخمور ابهت جنسی نرينه.!.!.! رفتار ما با زن،مادر،خواهرو حتی پدر و برادر و رفيق و ديگران رفتاری به غايت تصنعی،سنتی و غير انسانی است.اينها اگر تغيير بيابند شايد دماغ انسان ايرانی بتواند انديشه ای راستين در باب آزادی و رفاه و آرامش داشته باشد.                                                  تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٤