نامه ای به فدوی همراه با يک پرسش

 فدايت شوم...ما همچنان شمال هستيم شايد حال شما از اين حرف تکراری بهم بخورد اما خب چه ميشه کرد در اين برهوت واژه های سياسی و ادبی و هنری. من محو طبيعت شده ام و نمی خواهم که درگير مسائل بی اساس انتخاباتی و حزبی و خزبی و اينجور خزعبلات بشوم حيف نيست آدم در اين طبيعت گسترده و چهار فصل ايرونی عوض حال بردن از زيبائی ، مشتی حرافی های رو که نه به درد نون آدم مياد نه به درد نياز آدمی ميخوره ، بلغور بکنه و مثلا ادای انتلکتوئلای اروپائی رو در بياره ..که ما هنوز تا رسيدن به نقطه شروع تغييرات بنيادی غرب اقلش صد ـ دويست سال راه داريم.حالا که من شمالم و شما جنوب يا غرب يا شرق يا همين شمال يا مرکز يا که شهر برف و بوران گرفته اردبيل شرف حضور داريد ممکنه ازتون يه سوالی بپرسم. آيا شما در انتخابات نهم شرکت ميکنيد؟ زياده عرضی نيست.لطف عالی مزيد....   تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ فروردین ،۱۳۸٤