خوش باشی ايرونی

 اردبيل برف باريده  و بارون نم ميباره توی گيلان.هوا عاليه و ما خوشحال. کمکی سردی طنازی است که مسيل ميخوره تو صافی صورت نرم.ماها بيرون اتاق،طاق باز می افتيم رو چمنای سبز شمال و مثل طلای آفتاب ناز ميکنيم مخمل چمنا رو..به به ..چه چه ..چه صفايی..البته اين فقط شمال نيست که منو به وجد مياره.. چند وقت پيش کردستان بودم.جای با صفايی بود و زيبا. سنگهاش و صخره هاش زيبا و مناره هاش و معتقداتش متين... پارسال شيراز بوديم با حافظ شيراز و سعدی خوش سخن همراه در تخت جمشيد و مبهوت از عظمت... خراسان هم که سالی دو سه بار ميريم و حالی ميکنيم با همه چيزش..سلطان امام رضا و فردوسی طوس و پير پالان دوز و گنبد هارون و زيست خاورش ايضا...جاهای ديگه هم باحاله مثل زنجان که چند سالی تلپ شدم اونجا و خيلی هم ازش خوشم مياد يا اروميه که دوستش دارم و تبريز هم که فوق العاده است...يا کرمانشاه و شهر هنر،اصفهان ...و ياسوج و همدان و يزد و سمنان و تهرون..و جاهايی که هنوز نديدمشان اما آشنايم باهاشان..بالاخره اينکه ايرون ما زيباست به شرط مهربونی همه ايرونيا.ايرونی خوش باشی.تابعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٤