دانشجوئی در سراشيبی

خاتمی ۱۶ آذر پيش دانشجوها بود. جنبش دانشجوئی اينک شاهد ظهور نسلی از دانشجويان است که همه دستاوردهای نظری و فلسفی آزادی و دموکراسی را به آنی بر باد می دهند و بر هيمنه هر که از در در آيد تير زهر آگين نثار می کنند. دانشجوئی در ايران ديگر از آن خلوص و استقلال و آرمان طلبی به دور افتاده است.شده است پارچه کهنه ای در دست آدم هايی که تنها خواسته شان قدرت و سيادت بر مردم است. دانشجويان حاضر در مراسم ۱۶ آذر بی ادبانه خاتمی را مورد توهين قرار دادند و سرزنشش کردند به جرمی که خودشان پرورانده اندش. آيا جرم خاتمی اين است که همچون ساز ما نرقصيده است و مگر نه اينکه ما در دوم خرداد ۷۶ به برنامه های خاتمی رای داديم تا در چارچوب همين قانون اساسی به اصلاحات بپردازد ؟ حالا چقدر اين امر محقق شده است يا نه اين ربطی به توهين ندارد. همه ما مقصر بوده ايم در اين انسداد . همه ما مجرم هستيم در دادگاه سقراطی. اگر سقراط اينک زنده بود از پروسه عدالت خواهی و آزادی طلبی خاتمی حمايت می کرد. ما نبايد در خيابان ها دنبال آزادی باشيم کار اصلی ما رشد آگاهی و تقويت بنيان های عقلانيت و روشن انديشی است.                       تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸۳