آفتاب در سراشيبی

سحر سر نزده ، آفتاب روی طبق پر از برف غروب می کند
و فاخته بی آواز و چهچهه نذر می کند تا برای عشق فاتحه بخواند
بی هيچ معصيتی و بی هيچ معذرتی
امروز خورشيد را به جرم باز خورد آيينه های دردار به صلابه می کشند
  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸۳