گيلاس ها می شکفند <۱>

حرف های ما تنهايی ها را ماند ، تن های تنها در گريبان آفتاب هزار ساله ترشيده در برهوت ذهنی زيبا، شايد غريو يک بار فرياد از کاسه سری سوخته در آتش بمب های ريخته دشمن... و به همين سادگی آغاز يک شکوفه گيلاس!

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸۳