نسبت

آرام فرياد می کشم و به سادگی هضم ميشوم در غبار خاطره آزادی
آيا آزادی نسبتی با آرامش دارد؟ تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ،۱۳۸۳

روح آرام

احد رفت. واحدی زاده را می گويم. خيلی مظلوم بود. بازيگر بود و عاشق. عشق او هم به تاتر بود و هم به ابا‌عبد الله... روح طناز و پر شورش آرام و بلند جايگاه باد.                                                                تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸۳

گيلاس ها می شکفند <۱>

حرف های ما تنهايی ها را ماند ، تن های تنها در گريبان آفتاب هزار ساله ترشيده در برهوت ذهنی زيبا، شايد غريو يک بار فرياد از کاسه سری سوخته در آتش بمب های ريخته دشمن... و به همين سادگی آغاز يک شکوفه گيلاس!

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸۳

آزادی و قدرت

وبلاگ نويس ها آزاد شده اند. خبر خوبی است. اما در اين ملک اين جور چيز ها هميشه اتفاق افتاده است.روزنامه ها يکشبه و فله ای توقيف شده اند وپيرمرد ها شب عيد بازداشت شده اند. آدم های کارآمد برای ملک ،زندانی شده اند و منابع و منافع ملی فدای مصالح و مطامع شخصی شده است. آيا اين روند درست شدنی است؟ پاسخ اين مشکل در دموکراسی است، رهنمون شدن به سوی دموکراسی و آزادی. ما نياز به رشد آگاهی داريم، شفافيت اطلاعات و دسترسی همگانی به منابع اطلاعات و همينطور منابع قدرت. قدرت در اين ملک تعريفی غير يافته است.

و اما ادامه مطلب قبلی: عرفات مرده است. سيمای لاريجانی سابق در پخش اخبار مرده ها هم ايدئولوژيک عمل می کند. يکبار می گويد جسد و بار ديگر پيکر . در خالی که همه شبکه های خبری مراسم تدفين را مستقيم و با طول و تفسير پخش کردند اما در ام القرای اسلامی برای رهبر مبارز فلسطين چندان کاری نشد. شايد هنوز هم می خواهيم با پشتوانه يک ميليارد مسلمان در قدس نماز بگذاريم. قدس از آن موحدين دنيا است اما پيش از آن ملک مردم عرب تبار و سنی مذهب فلسطين است.

                                                                              تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸۳

مرگ در نقطه صفر

عرفات با احترام تشييع شد. سران بسياری از کشورهای عرب و عجم در آن حاضر بودند. در رام الله مردم بر سر و سينه می زدند و عزادار بودند.همه آمده بودند تا در سوگ مردی بگريند که همچون ملتش آواره بود و مبارز والبته در تيررس ترکش دشمن و هم تير و تيز طعنه دوستان و مخالفان عرب و عجم.

                                                         ادامه دارد....تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۳

عرفات مرد

      عرفات آدم جالبی بود .درگير احساسات در رهبری ملتش نشد.مواقع حساسی را با فکر پشت سر گذاشت.اسلو در واقع قراردادی برای تضمين ثبات بود . اگر آن معاهده امضا نميشد اکنون قدس پايتخت اسرائيل بود. گفتگو و مذاکره با دشمن راهکار عقلانی اين رهبربود.

 عرفات مرد.مثل همه ما که روزی در خواهيم گذشت از اين دنيا با نام نيک يا بی بود.بدون شک تمايلات جاه طلبانه و جنگ طلبانه می توانست تا اکنون نسلی از اعراب را از بين ببرد.البته عصبيت های عرفات هم جای خود دارد اما او در سالهای پس از جنگ سرد بسيار واقعگرايانه عمل کرد.اگر همه گروه های فلسطينی نگاهی از سر منطق به مسائل می‌انداختندشايد اينک عرفات در قدس می خفت.

تعصب کور و تلاش برای تفرقه افکنی در ميان گروه های معارض و کمک های مالی و نظامی خارجی بحران خاورميانه را از برون رفت منطقی دور نگاه داشته است.

سياست آن چيزی نيست که با آن بتوان رويای سلطنت و پادشاهی را جامه عمل پوشاند لااقل در دنيای اکنون که اينگونه است...

                                                                                تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۳

صدای قلب

تاريخ درس‌های آموزنده‌ای دارد. داستان ماندلا و هيتلر از اين گونه است. هيتلر آدم دگمی بود که صدای شليک تپانچه بادی‌اش را خيلی دير شنيد اما ماندلا صدای قلب عاشق‌اش را بهنگام نيوشيد                                                    تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸۳

در گوش تو می خوانم

بسياری از حرف های ما درگوشی است . اين هم يک حرف در گوشی ‌ديگر.... قرار بود اسلام حيات بخش در ملک مشعشع شود و بر همين منوال قرار بود خيلی از مصائب رفع گردد. بمب هسته ای ، فساد گسترده در سطوح بالای مملکتی ، انحصارات رويايی ، تصميمات غير عقلانی ، قتل و ترور و رعب و ارهاب ، به همراه گسترش ذامنه فقر وتبعيض چيزی نيست که با وحی جور دربيايد.                                 تا بعد                     

                                                                               

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸۳

گناه حاکمان

به قطع ميتوان گفت که کسی نيست تا به داد مردم برسد ، مردم در فلاکت زندگی می کنند و کسی نيست به اين همه پاسخ گويد ، به پرسش های فراوان مردم. مردم از پشت پرده می پرسند ، از رانت خواران فرورده در پناه دين و ايمان ، از چيزهايی می پرسند که سالها بود برخی پرسش از آن را زندقه می ناميدند

اينجا حرف ساده ای در ميان است وآن گناه حاکمان است ، حاکمانی که در پس و پشت نقاب تزوير پنهان شده اند....                                       تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸۳

 

آمريکا: جرج بوش رييس جمهور آمريکا مانده است و خيليها دلپيچه گرفته اند ، بالاخره ميزان رای مردم است و مردم سرزمين سرخ پوست ها به ماندگاری نو محافظه کاران رضا داده اند.

فلسطين: ياسر عرفات در بستر بيماری آرميده است و انگار علاجی برای مرض صعب العلاج او نيست . او اينک از هر روز ديگری در طول رهبری خود بر فلسطين هوشيار تر است وو فلسطين در انتظار تحولاتی جديدتر.

ايران: در ايران اما دعوای رييس جمهور شدن با تاب و توش زيادی در جريان است. انتخابات ۸۴ انتخابات جالبی خواهد بود. چند نفر آدم از يک جناح خاص دور هم جمع می شوند و آزادترين انتخابات دنيا را سر و سامان می دهند. اين يعنی رفتار دينی . لابد می دانيد که بسياری از نامزدهای آن جناح رفقای درب و دربخانه هستند.

                                                                               تا بعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸۳

تا بعد

اين عنوان امضای من است

مقاله های من در هفته نامه محلی آوای اردبيل در ستون يک حرف با اين امضا شناخته می شد. سالهای اوليه دوم خرداد با نترسی و بی رعايت مصلحت های تاکيدی ،می نوشتيم و می خواستيم مثلا تحولی در اوضاع ايجاد کنيم گر چه در برخی موارد موثر بود وليکن ساختار متصلب و محدود اجازه اين رفورم را نمی داد.

مشکل مملکت ما در همين امر است که فضای آزاد انديشه ای در آن به وجود نمی آيد و گفتگو در هوای يخ آن پژمرده می شود .

همين چند روز پيش بود که جنتی در نامه ای تهديدی تکليف کرد که قوه قضائيه پا از گليم دو فوتی خود دراز تر نکند ، با اين اوضاع چه اصلاحی و چه آزادی...

همين بهتر که ديگر مقاله نويسی نکنيم و فعاليت سياسی و اجتماعی را کناری بگذاريم و بست بنشينيم پای اينترنت...

اينترنت قبرستان زنده های مرده است ،...

                                                           دلشاد باشيد ،تابعد

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ،۱۳۸۳

آه

آه از فراموشی و بی خبری

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸۳

نت فالش

      اينجا قرار است چيزهايی درباره روزنامه نگاری و تاتر و سياست نوشته شود

      برای اينکه هر سه اين چيز ها همزاد هم هستند

      برادر های خونی ... با کمی تفاوت ظاهری

      سعی می کنم به روز شوم

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸۳

آفتاب در سراشيبی

سحر سر نزده ، آفتاب روی طبق پر از برف غروب می کند
و فاخته بی آواز و چهچهه نذر می کند تا برای عشق فاتحه بخواند
بی هيچ معصيتی و بی هيچ معذرتی
امروز خورشيد را به جرم باز خورد آيينه های دردار به صلابه می کشند
  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸۳

گشايش

من محمد هستم ، ايستاده بر بلندای نيستی ،

  
نویسنده : محمد باقر نباتی مقدم ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸۳